دوشنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۷ ساعت ۱۱:۰۴
تبلیغات

تبلیغات

 |  ۱۷/ دی/ ۱۳۸۷ - ۶:۰۸
  |   نظرات: دیدگاه‌ها برای چرا پرسپولیس شل است ؟ بسته هستند
42 نفر بازدید

چرا پرسپولیس شل است ؟

مرجع خبری پرسپولیس (۱۳:۱۴) : / دوشنبه ۱۶ دی

زبانت اما ایستاده . با تاریخ چه می کنی ؟ زورش زیاد است تاریخ

پرسپولیس شدت ندارد، شدت داشتن، یعنی توپ را با تمام قدرت از منطقه خطر دور کنی. یعنی مدافع میانی تیمت، با یک چشم غره، به هافبک جلوی خودش یادآوری کند که نباید توپ را لو بدهد. با شدت بازی کردن، یعنی «مردانه» بازی کردن. فوتبال ورزش مردانه‌‌ای است. خشونت منطقی دارد و منطقش هم خشن است. پرسپولیس، با شدت بازی نمی‌کند. شل و ول بازی می‌کند. باختش به ابومسلم و ذوب‌آهن، شل بودنش را نشان می‌دهد ضربات خلعتبری حتی به تور دروازه پرسپولیس هم نمی‌رسد. پرسپولیس سه گل «یواش» می‌خورد و وا می‌رود، باخت‌های پرسپولیس به فولاد، ابومسلم، ملوان و ذوب‌آهن، شل و ول بودن این تیم را فریاد می‌زند.

چرا پرسپولیس، شل است؟ اگر ۲۰ سال باسبک نا متعارف و منفی زندگی کنی، ذهنیت منفی را به پنجره نگاه دیگران می‌چسبانی. اگر بعد از ۲۰ سال، ناگهان تصمیم بگیری سازش با برخی مطبوعاتی‌ها را کنار بگذاری،‌اگر دور باج دادن را خط کشیده باشی، اگر خیلی چیزهای منفی را از خونت بیرون کرده باشی؛ باز همان نگاه منفی گذشته را به خود می‌بینی. محمد علی‌آبادی برای پاک کردن حبیب‌کاشانی از آرشیو ذهن هواداران پرسپولیس، سراغ داریوش مصطفوی رفت. سراغ مردی که فوتبال ایران، با او تاریخی دور و عمیق دارد. تاریخی که پر از منفی‌های بزرگ است. گاهی برای تغییر دادن ذهنیت دیگران، دیر شده است. دیگر باور نمی‌کنند؛«نه، تو همانی که بودی…» علی‌آبادی با فرستادن مصطفوی به پرسپولیس، بار منفی را به اردوی پرسپولیس تزریق کرد.

 چرا پرسپولیس، شل است؟  شانس، ‌بیشتر سراغ کسی و تیمی می‌رود که تمرکز دارد. فوتبال آلمان، یک ضرب‌المثل فوتبالی دارد:«تیمی قهرمان می‌شود که در آن، انرژی بالقوه دعوا و انفجار وجود داشته باشد.» فصل قبل مرزبان و استیلی، با قطبی دعوا داشتند، هر دو گروه در کار و دعوای خودشان، تمرکز داشتند. در ضرب‌المثل آلمانی، باید به واژه «باالقوه» توجه کنیم. اگر دعوا و انفجار بالقوه، به فعل برسد که دیگر تیم منفجر می‌شود و از دست می‌رود. انرژی بالقوه، یعنی زمین گرم شود و گرم‌تر؛ اما به زلزله منجر نشود. پرسپولیس فصل قبل حتی به انفجار هم رسید اما چند هفته مانده به پایان لیگ، طرفین دعوا، تحت تاثیر هدف مشترک، رفاقت استراتژیک پیدا کردند و شور را به بدنه تیم تزریق کردند. پرسپولیس فصل قبل گاهی شل می‌شد، گاهی می‌خوابید اما وقتی هم بیدار می‌شد؛ بدجور بیداری‌اش را به حریف تحمیل می‌کرد. این فصل اما انرژی بالقوه دعوا، به سطح مدیریت رسید. بالقوه رفت کنار و دعوا به فعلیت رسید، علنی شد، انفجار، زلزله… بعد از زلزله، مرگ نزدیک است.

 پرسپولیس، شل است. چرا؟ افشین پیروانی کم‌تجربه است. مثل گلر ۲۰ ساله‌ای است که گل‌های بدی می‌خورد اما همه می‌دانند باید منتظر بمانند تا دروازه‌بان خوبی از دل گل‌های بد بیرون بیاید. مثل علیرضا حقیقی. خیلی‌ها از همین حالا، او را در چارچوب دروازه تیم ملی می‌بینند. حقیقی هنوز از فاز «خوردن گل‌های بد» عبور نکرده است. ته‌ته مربیگری و کارگردانی و نویسندگی، یک غریزه پرشور است که صاحب اثر نمی‌تواند، آن را به دیگران انتقال دهد. وونگ‌کار وای، کارگردان موفق هنگ‌کنگی پس از درخشش با «۲۰۴۶» و «در حال هوای عشق» می‌گوید:«ببینید اغلب مواقع من فقط می‌دانم چه کاری غلط است و نمی‌دانم کار درست چیست. حسم به من می‌گوید دوربین نباید اینجا باشد. پس دوربین باید یک جای دیگر قرار بگیرد. بعد از فیلمبرداری، می‌بینم کار خوب در آمده…» این غریزه قدرتمند و غیر قابل انتقال یک کارگردان است. افشین پیروانی نیاز دارد «سخت‌گیری رفتاری و رسانه‌ای» را وارد خونش کند و غریزه‌اش را در این زمینه قوی کند.

فوتبال پرسپولیس شدید نیست، به تمام دلایل مدیریتی و فنی که گفته شد. حالا اما به اینجا رسیده‌ایم. افشین پیروانی اینجا ایستاده است. می‌خواهد چه کار کند؟ می‌خواهد به فوتبال شل و ول و خنثی تیمش افتخار کند؟ می‌خواهد به پرسپولیسی که خیلی راحت، باخت را می‌پذیرد؛ افتخار کند؟ نمی‌خواهد اخم کند؟ از آن اخم‌هایی که ابروها را در هم فرو می‌برد. نمی‌خواهد خشونت منطقی و منطق خشونت‌آلود را وارد رفتار و روحیه‌اش کند تا پرسپولیس که ذاتا تیمی خشن است با عصبانیت منطقی و با خودخواهی قهرمانانه، سه امتیازها را درو کند؟ راستی افشین که نمی‌خواهد به آنجا برسد، کجا؟ همان جایی که داریوش مصطفوی رسیده است. افشین که نمی‌خواهد ۱۰ سال بعد هر جا رفت، بشنود که:«پیروانی از همان اول هم خشونت رفتاری نداشت.» حالا توچشم‌هایت از زور نادرستی حرف دیگران، سرخ شده؛ خشم تمام وجودت را گرفته. در دلت آشوب است. می‌خواهی فریاد بزنی شاید حتی بخواهی گردن طرف را بشکنی.

زبانت اما ایستاده؛ با تاریخ چه می‌کنی؟ زورش زیاد است تاریخ.

تبلیغات زیر خبر پاپ کل اخبار

 

تبلیغات

 

تبلیغات


این مطلب را به اشتراک بگذارید sms whatsapp

آمار بازدید:

بازدید امروز: 53285 بازدید

بازدید دیروز: 94694 بازدید

بازدید کل : 71410140 بازدید

افراد آنلاین: 235 نفر