مرجع خبری پرسپولیس : گناه صندلی های ورزشگاه آزادی چه بود که در آتش کینه هواداران تراکتورسازی خاکستر شدند؟ ورزشگاه پیر تهران تاکنون چنین تصاویری رقت انگیزی را به یاد نمی آورد. این فوتبال نیازمند ترحم نیست؟


کم نگفته اند از آنچه عصر سه شنبه در ورزشگاه آزادی گذشت اما هنوز در ذهن نگارنده تصاویر شرم آوری عبور می کند که هر یک از آن ها برای تیشه زدن به ریشه فوتبال نیمه جان ما کفایت می کند. هنوز در شوک سپری شدن جام جهانی نوزدهم در غیاب تیم ملی ایران ، با حضور هندوراس و کره شمالی بودیم که غبار تاریکی بر تارک فوتبال ایران نشست.


۱- فراموش شدنی نیست؛ چهره کاپیتان پرسپولیس وقتی همشهریانش با رکیک ترین ناسزاها او را بدرقه می کردند. مرد اخلاق فوتبال ایران که دست بر قضا خواستگاهش فوتبال تبریز و تراکتورسازی بود، نام شهرش را در ایران و آسیا به گوش سایرین رساند ، درست در لحظاتی که برای ادای احترام به مردم دیارش به سمت هواداران تراکتورسازی رفت ، حالا با خودش فکر می کند که این سرنوشت شوم تمام اسطوره های این فوتبال است؟

 

 

ما چه خوش خیال بودیم که تصور می کردیم تماشاگران تبریزی حرمت کریم را حفظ می کنند و بابت عدم حضورش مقابل تراکتورسازی در دیدار فصل گذشته به او خرده می گرفتیم و حالا خوب می دانیم حال کریم را.

۲- آری؛ این فوتبال اسطوره نمی شناسد که اگر می شناخت وقتی سرمربی پرسپولیس، بهترین گلزن تاریخ فوتبال ملی جهان و موجه ترین چهره ورزشی ایران در محافل بین المللی به رسم ادب و میهمان نوازی به سمت نیمکت تراکتورسازی تبریز می رفت مورد هجوم هواداران میهمان قرار نمی گرفت و آماج فحش و ناسزا به سمتش رهسپار نمی شد. حالا سرمربی همزبان کاپیتان، خوب درک می کند حال این فوتبال را، احوال اسطوره هایی که سرنوشت محتوم بسیاری از آن ها حکایت امروز دایی و باقری بود.

۳- ما چه خوش خیال بودیم که این ناسزاها را به حساب قرار گرفتن دو آذری مقابل هم کیشان خود می دانستیم اما زمانی که عادل فردوسی پور گزارشگر با سابقه سیما که بدون شک محبوب تمام ملت ایران است آماج الفاظ رکیک هواداران تراکتورسازی قرار گرفت به اشتباهمان پی بردیم. عادل که در تمام سالیان حضورش در تلویزیون حسن نامش را به اثبات رسانده بود به جرم امانتداری از رای مردم که آن را ناموسش می دانست با رکیک ترین الفاظ مواجه شد، چرا؟ چون نتیجه همانی نبود که این جماعت در ذهنشان ساخته بودند!

۴- ما ساده بودیم که فوتبال را بهانه فراموشی کاستی های جامعه می دانستیم ، که وقتی شعارهای قومیتی و تجزیه طلبانه در ورزشگاه میزبان از سوی هواداران قلیل میهمان طنین انداز شد ، تازه فهمیدیم فوتبال برای عده ای بهانه ای برای فریاد های قومیتی محسوب می شود. آنجا که کهن ترین تمدن جهانیان با الفاظی شرم آور مورد توهین قرار می گیرد و نژاد آریایی، همان نژادی که هزاران سال موجب افتخارمان بود ، توسط این عده مورد تمسخر قرار می گیرد. خدا را شکر کوروش و داریوش و آرش کمانگیر در عصر ما زندگی نکردند تا شاهد فرو ریختن حس ناسیونالیستی یک ملت باشند.

۵- همکاران بی ریا ما که تنها برای شکار تصاویر ناب آن هم از روی یک رسم کاری پشت دروازه میهمان جمع شده بودند تا با دوربین هایشان یک مسابقه فوتبال را به تصویر بکشند چه ساده تصور می کردند همه ی آن هایی که عصر سه شنبه خود را بجایگاه هواداران تراکتورسازی در ورزشگاه آزادی رسانده بودند ،همان مردم دیار ستارخان و باقرخان هستند که سال ها زبانزد مردی و مردانگی بودند. جرم آن ها چه بود که با بطری آب و ساندیس، صندلی های پلاستیکی و سیمان پذیرایی شدند؟

۶- گناه صندلی های ورزشگاه آزادی چه بود که در آتش کینه هواداران تراکتورسازی خاکستر شدند؟ ورزشگاه پیر تهران تاکنون چنین تصاویری رقت انگیزی را به یاد نمی آورد. این فوتبال نیازمند ترحم نیست؟.

۷-  سادگی ما را ببین که از کمیته انضباطی فدراسیون فوتبال توقع بی جای رعایت عدالت را داشتیم! «عدالت»؛ چه واژه سنگینی، ما از کسانی طلب عدالت داشتیم که ملاحظات شخصی، تعلقات فردی و سفارشان سیاسی – اجتماعی در پوست و خونشان نفوذ کرده بود.

این فوتبال نیمه جان، نه از حسرت عدم حضورش در جام جهانی فوتبال و نه از غم نشستن روی سرسره رنکینگ فدراسیون جهانی، که از فروپاشی آخرین خاکریز باقی مانده اش عصر سه شنبه در ورزشگاه آزادی و میان جنجال هواداران تراکتورسازی مدفون شد. و ما چه خوش باور بودیم که ساعتی قبل از آغاز هفته نخست لیگ دهم به شروعی دیگر اندیشیدیم…

پویا نوایی

انتهای گزارش اختصاصی / امانت داری – استفاده از این خبر با ذکر نام مرجع خبری پرسپولیس مجاز است

 

 

 

برای ثبت نظرات خود بدون نیاز به تایید عضو کانال تلگرام پرسپولیس نیوز شوید(کلیک کنید)