حواشی

آقاي تاريخ روي تخت

چهارشنبه ۳۰ بهمن (۱۴:۱۸)

مرجع خبری پرسپولیس : آقای تاریخ روی تخت بیمارستان .

اين عادت لعنتي كي از سرمان مي‌افتد؟ تا يكي سرش را نگذاشته روي زمين و جلوي اسمش ننوشته‌اند؛ «مرحوم» يادمان نيست كه مي‌شود از روزهاي زنده بودنش لذت برد.
مثل اين عطاءالله بهمنش كه روي تخت يكي از اتاق‌هاي بيمارستان آتيه تهران خوابيده است. استاد، تاريخ زنده ورزش ايران بوده و هست. همين بهانه‌اي شد براي نوشتن.
 بهار كرمانشاه با صداي جيغ خفه‌زني همراه شد. هوا ديگر آنقدر سرد نبود ولي كرسي زغالي و درد زن نشان مي‌داد به‌هرحال چيزي است براي گرم‌تر شدن خانه‌اي كه انتظار تولد مي‌كشيد.
عطاءالله خودش تعريف مي‌كرد؛«مادرم درد مي‌كشيد. فرستادند دنبال قابله. اما تا قابله بيايد صداي گريه من در اتاق پيچيد. به دنيا آمدم. گذاشتندم زير لحاف كرسي تا سرما نخورم. قابله كه آمده بود لحاف را كنار زد و به من نگاهي كرد و گفت:«اين خيلي لاغره. چند ساعت بيشتر دوام نمي‌آورد.

ولي من دوام آوردم و سال‌ها بعد اين خاطره را از مادرم شنيدم.»
عطاءالله بهمنش، گزارشگر، خبرنگار و روزنامه‌نگار ورزشي ايران، اينطور به دنيا آمد. ۲۴ فروردين سال ۱۳۰۲ بود. كرمانشاه نزديك بيستون، نزديك صداي تيشه فرهاد.
 بيان جذاب كلمات از مهمترين ويژگي‌هاي بهمنش است. در جام‌جهاني ۱۹۷۰ او هنگام گزارش بازي آلمان و مراكش درحالي‌كه دروازه‌بان مراكش چندين توپ را مهار و از سقوط دروازه خويش جلوگيري كرده بود گفت:«اينچنين به نظر مي‌آد كه گلر مراكش در دروازه را قفل كرده و كليدش را انداخته رو پشت بوم كازابلانكا.»
برخي به او لقب افلاطون مكتبخانه گزارشگري ايران را داده‌اند. در سن ۸۵ سالگي از چنان حافظه‌اي برخوردار است كه مي‌تواند تمام اتفاقات ورزش كشور را در ذهنش مرور كرده و خيلي دقيق بر زبان آورد. بهمنش اين روزها نگاه مثبتي به رقابت‌هاي المپيك ندارد. چندي پيش در مصاحبه‌اي مثال جالبي آورد:«امروز باشگاه‌ها شده‌اند مثل كارخانه و  همه‌چيز بر محور اقتصاد مي‌چرخد. براي مثال در المپيك ۱۹۱۲ استكهلم ورزشكاري به نام جيم تورپ به دنيا معرفي شد. جيم تورپ يك سرخپوست آمريكايي بود كه دو طلا را نصيب آمريكا كرد، اما كميته بين‌المللي المپيك و رئيس وقت آن هر دو مدال را به استناد اينكه وي سال‌ها قبل، ۶۰ دلار از يك كانون ورزشي دريافت كرده بود از وي پس گرفتند.
 بهمنش نويسندگي را از دي ماه ۱۳۳۰ در مجله ورزشي «نيرو و راستي» كه توسط منير مهران و منوچهر مهران منتشر مي‌شد شروع كرد و تا سال ۱۳۳۷ كه نشريه تعطيل شد به همكاري با آن ادامه داد. در فاصله سال‌هاي ۱۳۳۳ تا ۱۳۳۷ براي نشريه اميد ايران نيز مي‌نوشت و پس از آن نيز از نويسندگان اصلي هفته‌نامه كيهان ورزشي به شمار مي‌رفت. اطلاعات، گلبانگ، روزنامه ري و ايران ورزشي نيز از ديگر نشرياتي بودند كه هنوز مي‌توان خاطرات قلمزني بهمنش را در آرشيو آنها جست‌وجو كرد.

اشتراک
مطلع شدن
guest
0 نظرات
جدیدترین
قدیمی‌ترین پرامتیازترین
بازخورد (Feedback) های درون متنی
مشاهده همه دیدگاه ها