خوشبخت با آشوبی یا زارع ؟
مرجع خبری پرسپولیس : پرسپولیس با آشوبی قهرمان لیگ هفتم می شود اما زارع همواره فضایی وسیع را پشت سر خود در اختیار هافبک های حریف قرار می دهد .
مازیار زارع اردوی تیم ملی را به نشانه اعتراض و با حالتی از قهر ترک میکند و با چنین جملاتی برای رفتار غیرمنطقی اش استدلال میآورد: «می دانستم افشین قطبی به من اهمیتی نمیدهد. نه از مبارزه میترسم و نه در خودم ضعفی میبینم اما چون در تفکرات افشین قطبی جایی ندارم، دیگر نمیخواهم کنار تیم ملی باشم…»
آن چه در ادعای زارع پنهان مانده، حقیقتی است که میتوان در نتایج و ریز عملکرد فنی پرسپولیس دید. میتوان به تملک توپ و میدان در بازیهای پرسپولیس خیره شد و به گل هایی که این تیم از عمق خط میانی دریافت کرده است چشم دوخت. زارع خود را محق میداند یکی از یاران ثابت تیم قطبی باشد و به نشانه اعتراض به یک جلسه نیمکتنشینی در بازی دوستانه تیم ملی مقابل امیدها، اردو را ترک میکند اما باید از او پرسید آیا واقعاً جایی برای او در تیم ملی هم میتوان یافت؟ بعد فنی قهر معنی دار زارع را میتوان در مقایسه زارع و آشوبی دید. زارع جانشین آشوبی شد و نمایشی را در پرسپولیس داشت که صرفا در ضربات پنالتی اش قابل اعتنا و تکیه بود. پرسپولیس با میانه داری آشوبی به قهرمانی میرسد و زارع اما همواره فضایی وسیع را پشت سر خود در اختیار هافبکهای حریف قرار داد. گل هایی که استقلال در دو دربی رفت و برگشت مقابل پرسپولیس به ثمر رساند، هر دو گویای کندی حرکت زارع در بازگشت است. این که هرگز ضعفهای زارع در قامت یک هافبک دفاعی دیده نمیشود، از اقبال بلند اوست و نگاه ناقص منتقدانی که در یک گل یا مهاجم غالب را میبینند یا دروازهبان و مدافع مغلوب را.
این اولین بار نیست که زارع نیمکت نشین آشوبی میشود. بازیهای غرب آسیا و تیم پرویز مظلومی را به یاد آورید. همان زمان زارع ادعا کرد اگر جای آشوبی پیراهن پرسپولیس را برتن میکرد، جایی ثابت در همان تیم داشت اما با جابهجایی همین دو چه اتفاقی برای این دو میافتد؟ آیا زارع مدعی است باید در تیمی که هافبکهای دفاعی مانند آندرانیک تیموریان را در اختیار دارد، جواد نکونام را به عنوان دیگر هافبک بین المللی اش میشناسد و حسین را کاظمی را از تیم قهرمان لیگ (با آماری خیره کننده در گل زده و گل خورده) به خدمت گرفته است جایی دائمی داشته باشد؟
این تمام بحث پیرامون رفتار غیر اخلاقی بازیکنانی مانند زارع نیست که همنام او (ستار زارع) نیز چنین تصمیمی را در قبال تصمیمات افشین قطبی در آرایش تیم خود انجام داده است. امروز فدراسیون فوتبال چه وظیفه ای را به خود میبیند؟ سکوت کمیته تیمهای ملی و کمیته انضباطی در قبال این بازیکنان چه تبعاتی را برای تیم ملی به دنبال خواهد داشت؟ امروز پرده دری و ترک اردو (به دلیل ناتوانیهایی کاملاً فنی) باب میشود و اگر فردا بازیکنانی تصمیم بگیرند همین ضد رفتار را در قبال خواستهای غیرمنطقی پیش روی مربیان ملی بگذارند تکلیف چیست؟ کدام سنگ روی سنگی دیگر بند خواهد شد؟
بازیکنی پیراهن ملی را از تن بیرون میکند و پیش از موعد از اردو خارج میشود. آیا قرار است همان گونه که بعد از بازی عربستان، دست نوازش به سر بازیکنان خاطی و ضاربان یک تماشاگر کشیدیم، این بار هم از قصور ملی پوشی دیگر بگذریم؟ اگر نیکبخت به جای قوانین مندرآوردی و ساختگی و بیحاصل امتیاز منفی، از بازیهای باشگاهی محروم میشد و برای دریافت جریمهاش، به جای مصاحبه مسؤولان، رفتاری قاطع میدیدیم، امروز ملی پوشان در خروجی را به عنوان راه حلی برای خودنمایی و پوشش دادن به ضعفهای خود نمیدیدند.