یکشنبه ۹ فروردین (۱۲:۱۵)

مرجع خبری پرسپولیس : امروز دستگاه ورزش می تواند بازهم تمام هم و غم خود را متوجه قطع کردن سیم های تلفن فلان برنامه ورزشی کند برای نرسیدن اس ام اس های مردمی !

دایی حیا کن … ” یک لحظه از سر زبان ها نمی افتاد . این شعار یک صد هزار تماشاگری بود که برای حمایت از تیم ملی فوتبال راهی ورزشگاه آزادی شده بودند . با شکست مقابل عربستان حالا می توان تیتر زد ” رویایی جهانی پرپر شد !” . سرمربی مغرور تیم ملی در حالی که توان خروج از زمین و نزدیک شدن به رختکن را نداشت زیر فشار شعار های تماشاگران به تنهایی روی نیمکت نشسته بود و به اتفاقات رخ داده فکر می کرد .
اما حقیقت تیم ملی ما اینست که این شکست شاید خیلی هم برای فوتبال ما غیر منتظره نبود . برای ریشه یابی ناکامی ملی پوشان در رقابت های مقدماتی جام جهانی باید به سیاست سازمان ورزش و فدراسیون فوتبال در حمایت بیش از حد و اساسا نحوه انتخاب سرمربی تیم ملی فوتبال اشاره کرد . علی دایی با کدام سابقه درخشان در عرصه مربیگری ( منهای قهرمانی ناپلئونی با سایپا ) سکاندار هدایت تیم ملی شد ؟ نتیجه امروز همین می شود که اعراب در ورزشگاه آزادی پرچم افتخار در دست می گیرند و در خاک کشورت تو را تحقیر می کنند . دوست عزیزمان سعید قرایی در همین ارتباط می نویسد : ” وقتی یک بار دیگر تاریخ تکرار می شود و با بی کفایتی ارتشی که می بایست نماد غرورت باشد اما عکس حقارت را با شادی عرب ها آن هم برروی خاک سرزمینت، در قالب عیدی بر روی صورتت می نشاند، فقط می توانی برای پاشیدن آب بر روی آتشی که تمام وجودت را می سوزاند یک جمله را در ذهنت یو یو کنی و تکرار کنی که این شکست قطعا درسی برای پیروزی های بعدی است…
اما وقتی با خودت کنار می آیی و به درسی که از این باخت گرفته ای نگاه می کنی تازه متوجه می شوی که بیشتر از هزار سال است که در همین درس رفوزه شده ای و باز هم رفوزه می شوی! “

به واقع مسئولان سازمان ورزش و فدراسیون فوتبال به درس نگرفتن از شکست ها عادت کرده اند . نمی توان کتمان کرد که هر زمان تیم ملی فوتبال برای این سرزمین افتخار آفرینی کرده زیر سایه ستاره ها و پتانسیل انسانی موجود بوده و نه در پی برنامه ریزی و مدیریت صحیح برای رسیدن به موفقیت ! شاید اگر بخواهیم برای فرزندانمان درس عبرتی از تحقیر پدرانشان بعد از شکست دو بر یک مقابل عربستان در ورزشگاه آزادی به جای بگذاریم باید بگوییم سیستم مدیریت ورزش و فوتبال ما در آن روزگار آنقدر آغشته به مسائل چرک شده بود که انتظار پیروزی از بازیکنان درون زمین به عناصری چون غیرت و کمک های الهی منوط شده بود ! عدم استفاده از پتانسیل های موجود در فوتبال کشور و روی گرداندن از ستاره هایی که همیشه از این تیم دستگیری کرده بودند هم مزید بر علت شد تا تحقیری عجیب در مقابل چشمان میلیون ها تماشاگر تلویزیونی و یک صد هزار تماشاگر در پیش چشمانمان هویدا شود .
مربی تیم ملی ابتدا لابی را تنها راه رسیدن به نیمکت تیم ملی می داند و سپس مدعی می شود با لابی خدا به این سمت رسیده در حالی که آحاد مردم و کارشناسان فوتبال فرد دیگری را شایسته هدایت تیم ملی فوتبال می دانستند ! آقای سرمربی از نخستین روز حضور روی نیمکت تیم ملی خصومت های شخصی خود را با سایرین علنی می کند و برای کسانی که در سال های حضورش در تیم ملی او را مورد انتقاد قرار دادند خط و نشان می کشد . عدم دعوت از علی کریمی و جواد کاظمیان از همین دست عقده های درونی علی دایی است . به راستی غیر از این است که آه و نفرین جواد کاظمیان ها و ایمان مبعلی ها همواره پشت دایی و تیمش بوده ؟
آقای دایی چرا دیروز در مقابل عربستان و در حالی که تیم ملی در یک قدمی حذف از رقابت های مقدماتی جام جهانی قرار داشت به فکر مجید غلامنژاد ها و ابراهیم صادقی ها نبود و سعی می کرد با طناب ستاره هایی چون مهدوی کیا و هاشمیان از چاه بیرون بیاید ؟ آقای سرمربی تصور نمی کنید همان خدایی که مدعی هستید با او لابی کرده و به عنوان سرمربی تیم ملی انتخاب شدید امروز شما را به جهت جفایی که در حق یک نسل از فوتبال ما کردید و ” غروری که خود را خدای فوتبال ایران تصور می کنید  ” تنبیه می کند ؟ اگر امروز ما قشر خبرنگار در سطحی نیستیم که شما جواب ما را بدهید پس در این جامعه ۷۰ میلیونی که دیروز تحقیر شد چه کسی باید از شما به خاطر اعمالتان جواب بخواهد ؟ مگر شما بالاتر از سایر اسطوره های فوتبال این مملکت هستید یا از سیاره دیگری آمده اید ؟
امروز می توانیم بنشینیم و روزها و هفته ها از اشتباهات دایی بنویسیم که روزها و هفته ها فراموش کرده بود در همین مرحله از دوران نزول خود اوج های طلایی اش را می گرفت و و باعث می شد ناگهان دایی را از زیر فرش بر روی عرش ببینیم . این بار دیگر راه بازگشتی نیست آقای دایی و صد حیف که اسطوره ای که می توانست جاودانه شود حالا تا حد یک زالو پست و حقیر شده ! امروز شاید تا مدت ها زیر فرش هم جایی برای لپ های باد کرده شهریار نباشد ! امروز فهمیدیم برای نابودی یک تشکیلات کافیست آدم های کوچک را بر سر پست های بزرگ بگذاری و آدم های بزرگ را با پست های پیش پا افتاده مشغول کنی …
امروز دستگاه ورزش بازهم می تواند چشمانش را بر روی این همه تحقیر ببندد و فقط به قطع کردن سیم های تلفن یک برنامه ورزشی برای نرسیدن اس ام اس های مردمی بیندیشد !
اختصاصی // پویا نوایی – امانت داری – استفاده از این مطلب با ذکر نام مرجع خبری پرسپولیس بلامانع است .

 

برای ثبت نظرات خود بدون نیاز به تایید عضو کانال تلگرام پرسپولیس نیوز شوید(کلیک کنید)