اعتراض به تیمهای آبی و قرمز پایتخت با چه هدفی؟
چرا استقلال پرسپولیس حق سایر تیمها را میخورند؟ چرا در برنامهریزیها و تقسیم منابع پرسپولیس و استقلال در اولویت قرار میگیرند؟ سوالاتی از این قبیل زیاد است، تعدادی از این سوالها در هفتههای اخیر همچنان پرسیده میشود و البته جوابی هم به این سوالات داده نمیشود و اصلا شاید نیازی به جوابگویی نباشد.
همین چند روز گذشته یاوری به اعداد و ارقام مالی در پرسپولیس و فجر اشاره کرده بود یا احمدزاده از سایر تبعیضها حرف به میان کشیده بود، سایر تیمهای شهرستانی و حتی تهرانی نیز از این قبیل پرسشها و اعتراضها داشتند و قطعا در آینده نیز وجود خواهد داشت.
حتی گاهی به مبالغی که فدراسیون فوتبال به این دو باشگاه در قیاس با سایر باشگاهها داده میشود هم اعتراض میکنند اما در یک کلام همه این اعتراضها بیتوجه به شرایط حاکم بر این دو باشگاه انجام میشود و میتوان به جرات عنوان کرد که قریب به اتفاق این سوالات و اعتراضات از بیتوجهی به یک واقعیت غیرقابل انکار نشات میگیرد.
واقعیتی که ناخودآگاه و با زبان بیزبانی، جواب همه این اعتراضها را میدهد اما باید گوش شنوایی باشد تا آن را بشنود و این قدر ضعفها و کاستیها را به گردن این دو باشگاه نیندازد.
روز یکشنبه پرسپولیس در حافظیه شیراز رو در روی فجرسپاسی قرار گرفت، طبق اعلام مسوولان ورزشگاه قریب به ۱۱ هزار نفر در ورزشگاه حضور داشتند و خیلیها آمار تماشاگران را بیشتر میدانستند اما سوال اینجا است آیا اگر فجر با تیم دیگری مثل ملوان یا هر تیمی غیر از استقلال و پرسپولیس بازی میکرد حافظیه میزبان این همه جمعیت میشد؟
جواب این سوال را از بازی های قبل این تیم میتوان گرفت، چرا که طبق آمار بیشترین تماشاگران در دیدار فجر با سایر تیمها در حدود دو هزار نفر بوده است، این قیاس در حالی صورت میگیرد که فجر یکی از پرطرفدارترین تیمهای لیگ برتر به شمار میرود و دوستداران زیادی دارد. شما این قیاس را درباره نفت تهران، پیکان، صبای قم و… تصور کنید به چه نتیجهای خواهید رسید.
حتی اگر از این تیمها هم بگذریم به تیمی مثل سپاهان میرسیم که سابقه چندین دوره قهرمانی لیگ برتر را دارد و کمکم در کسب افتخارات خود را به باشگاههای پرسپولیس و استقلال نزدیک کرده است اما با این وجود آیا میتوان این تیم را با استقلال و پرسپولیس مقایسه کرد.
داشتن هوادران بیشمار خود به خود انتظارات را بالا میبرد ناخواسته برنامهها را باب میل هواداران بیشتر تنظیم میکند و به جهت دربرگیری بیشتر منابع مالی هم بیشتر سرازیر میشود. هر چند معتقدیم که این دو باشگاه هیچگاه نتوانستند از این مزیت به نحو مطلوبی بهره بگیرند و همیشه از بهرهگیری از این امتیاز غفلت کردند اما آیا کمترین استفاده از این پتانسیل بالا باید با سوالاتی مواجه شود که ذهن عده قلیلی را به خود مشغول کند و کمکم به این نتیجه رهنمون سازد که واقعا اجحافی در حق سایر باشگاه انجام میشود.
هیچ تردیدی نیست که رسیدگی به وضعیت باشگاهها و ورزشگاهها با توجه به مخاطبانی که فوتبال دارد باید در اولویت برنامهها قرار گیرد اما قطعا توجه به دو باشگاه استقلال و پرسپولیس، در اولویت قرار دارد و مطرح کردن مباحثی که در طول هفتههای گذشته به کرار شاهد آن بودیم جز انحراف از واقعیتهای موجود چیزی دیگر نخواهد بود و به طور حتم برخی از افراد به خاطر منحرف کردن اذهان از این واقعیتها تلاش میکنند اما باید توجه داشت که این دو باشگاه، در طول سالهای گذشته حتی به حق واقعی خود هم نرسیدند و همیشه به خاطر غفلتهای مدیرانشان، مورد اجحاف واقع شدند و نتوانستند از ظرفیتهای خود بهره کافی ببرند