«افتخار» دختر ترشیدهای بود که شوهرش دادند!
کدام پروین، کدام حجازی؟
مرجع خبری پرسپولیس : میگویند یک بابایی که اول اسم کوچکش علی پروین است! گفته: «… هر کسی یه نگاهی به اتفاقات فوتبال بندازه میفهمه که چرا پروین و امثال پروین از پرسپولیس دور هستن، پرسپولیس مال آقایون… مال اونایی که با اسم پرسپولیس حال میکنن و دنبال چیزای دیگهای هستن…….»
از طرفی یک بابای دیگری هم که اول اسم کوچکش ناصر حجازی است گفته: «… اشتباه کردم که از استقلال حمایت میکردم، فکر میکردم اگر حرفی بزنم اوضاع تیم استقلال به هم میریزد، برای همین درباره، خیلی چیزها حرف نزدم، اما الان که خوب فکر میکنم میبینم که اشتباه کردم…… کدام مشاور!، کدام باشگاه؟ من مشاور باشگاه استقلال نبوده و نیستم….»
البته ما که نمیدانیم اگر شما میدانید که این دو تا بابا کجای این فوتبالند لطفا با بالانشینانش تماس حاصل فرمایید! یکی بگوید؛ اینا هم مثل دهها بابای دیگر کجای این فوتبالند که هی دارند نق میزنند، یکی مدام نق پرسپولیس و یکی مدام نق استقلال را؟!
کدام پروین و کدام حجازی، کدام پرسپولیس و کدام استقلال؟ ما که اصلا و ابدا یادمان نمیآید چنین بندگانی خدا خلق کرده باشد، شما چی؟ همین دو تا بابایی که هر وقت چشم مبارکشان به قلمی و کاغذی و خبری و خبرنگاری میافتد هی میخواهند با جعل سند تاریخ این فوتبال را تحریف کنند!
کی دیده و کی شنیده؟، کدام میانه میدانها و کدام درون دروازهها و کدام افتخار، «افتخار» پدرجان دختر ترشیدهای بود که شوهرش دادند! کدام تیم ملی و کدام جامجهانی آرژانتین؟، کدام کشک و کدام ماست؟! رفتیم بالا ماست بود، آمدیم پایین دوغ بود هر چه میگن دروغ بود!
فعلا «قربون برم خدا رو یه بامو دو هوارو»،همین یک بام و دو هوای استقلال و پرسپولیسی که بام نشینانش یک شکل و یک جورند، یک روز هوایی میشوند تا ردیفی خودشان را بغل نام و نشان و شهرت پروینها و حجازیها جا بزنند. تا برای خودشان جا باز کنند، هوای دیگرش هم اینکه وقتی خوب جا افتادند آنها را جا بگذارند!
سرش سلامت، حالا میخواهد همین پروین سُر و مُر و گندهاش باشد یا خدا شفایش دهد همان حجازی که تا روی تخت بیمارستانش بالانشینان نشسته بودند که عکس تبلیغاتی بگیرند فردا هم من مرده و شما زنده، برای خودنمایی و اظهار همدردی با درد بیدرمان این فوتبال اگر زیر تابوت من نوعی هم بروند، هفت قدم که هیچ دو قدم نرفته به قول همین علی پروین لای جمعیت خودشان را گم و گور میکنند تا زودتر به میزشان برسند. نکند لولو ببرد!
اینجا دیاری است که پهلوان زنده را عشق است، پهلوانی که بشود به عشق اعتباری که ذره ذره میان جامعه جمع کرده یکباره دوشیدش و در کنارش معتبر شد!
منبع: روزنامه گل