سرمربی سابق پرسپولیس، با بیان اینکه در مجموع یک چهارم از کل مبلغ قراردادش را از پرسپولیس دریافت کرده است، گفت: کاری کردند که در فضای مجازی من را حرام خوار نشان بدهند.
هاشمیان که شب گذشته در برنامه شبهای فوتبالی حاضر شده بود، در گفتگویی مفصل در خصوص تمام بازیکنانی که در نقل و انتقالات قصد داشت آنها را جذب کند، صحبت کرد و به این سوال پاسخ داد که چرا در آن مقطع اعلام کرده بود که پرسپولیس بازیکنان خوبی جذب کرده است. او همچنین در خصوص این موضوع که از باشگاه به او تاکید شده بود که اعتراضی به نقل و انتقالات نداشته باشد صحبت کرد و از دلایل عدم جذب مهرههایی چون شهریار مغانلو پرده برداشت.
مشروح صحبتهای هاشمیان را در ادامه میخوانید:
هاشمیان گفت: هفته دوم سپاهان را بردیم، اما از هفته چهارم علیه من شعار دادند. هفته چهارم فهمیدم که این شعارها غیر عادی است و من با یک نفر روبهرو نیستم. قطعا شعارها علیه من هدفمند بود.
سرمربی سابق پرسپولیس درباره چگونگی سرمربیگری اش در این تیم بیان کرد: الان را نبینید که همه عاشق ایران هستند، همان موقع هیچ کس قبول نمیکرد که سرمربی تیم پرسپولیس شود و حتی خارجیها هم رفتند. دیگر گزینه به جای من هم یک ایرانی بود و پرسپولیس گزینه خارجی نداشت. همه در هیئت مدیره موافق حضور من بودند اما من شنیدم که یک نفر گفته است اگر هاشمیان بیاید، تا هفته ششم دوام نمی آورد.
هاشمیان، در پاسخ به این سوال که آیا کل مبلغ قراردادش را از پرسپولیس دریافت کرده است، گفت: نخیر.اصلا چنین چیزی نیست. این حرف دروغ است. قرارداد بازیکنان و مربیان طبق اصول حرفه ای باید محرمانه بماند.
وی افزود: من تسویه نکردم. چطور من می توانم تا هفته دوم لیگ بدون قرارداد باشم. همانطور که برای باشگاه ریسک داشت، من هم قرارداد نداشتم و میتوانستم بگویم رفتم خداحافظ اما من چنین آدمی نبودم. باشگاه امکان داشت بگوید ما این پول را در قرارداد جدید به تو نمیدهیم. به خاطر اتفاقاتی که افتاد قراردادی که می خواستیم بنویسیم بخاطر رعایتکردن سقف دو تکه شد.
هاشمیان ادامه داد: فدراسیون فوتبال یک سقف قرارداد گذاشته است. به همین دلیل من یک قرارداد با بانک شهر و یک قرارداد هم با سازمان لیگ داشتم. من تا زمانی که تا هفته هشتم بودم و ۲ هفته بعد از آن یک چک دیگر داشتم که جمعا یکچهارم کل قراردادم را گرفتم. حالا من یک سوال دارم، یا من قراردادم را به مردم گفتهام یا باشگاه این کار را کرده است. یا سازمان لیگ گفته است اما سازمان لیگ نمی تواند گفته باشد؛ چرا که ما دو قرارداد داشتیم و سازمان لیگ از آن یکی قرارداد اطلاعی ندارد. من هیچ کاری به مربی جدید، گذشته و آینده ندارم. یک سوال دارم. آیا قرارداد وحید هاشمیان روی میز بوده، آمدند دیدند و رفتند گفتند اما قرارداد مربی جدید را داخل گاوصندوق گذاشته اند، در آن هم قفل کرده اند و کلیدش را هم خورده اند!
سرمربی سابق پرسپولیس تصریح کرد: بقال سر کوچه ما هم چند روز پیش به من گفت پولت را گرفتی یا نگرفتی؟ من یک چهارم قراردادم را بیشتر نگرفته ام اما در فضای مجازی شایعه درست کردند.
وی در پاسخ به این سوال که پس با این اوصاف ۱۵ میلیارد تومان از پرسپولیس دریافت کرده است، گفت: در این چند وقت من به سطح شهر خیلی می روم. دوست دارم، پیادهروی و ورزش می کنم و با مردم حرف می زنم. من اصلا در تهران رانندگی نمی کنم. هبچ ترسی هم ندارم کسی بیاید چیزی بگوید. خدا شاهد است در این مدتی که از پرسپولیس بیرون آمده ام ۹۸ درصد مردم به من بی احترامی یا توهین نکردند اما فضای مجازی را طوری به وجود آوردند که گفتند وحید حرامخوار است و این پولی که گرفته خرج دوا و درمان زن و بچه اش بشود. چه کسی رفته و قرارداد من را به فضای مجازی داده است؟ یا من دادم یا باشگاه داده است که باید مشخص شود.
هاشمیان همچنین با انتقاد از نحوه برکناریاش از سرمربیگری پرسپولیس گفت: صبح سر تمرین رفتم. بعد از تمرین در اتاق نشسته بودم که محمد انصاری آمد و به من گفت من از طرف باشگاه از شما تشکر میکنم و باشگاه میخواهد با شما قطع همکاری بکند. اصلا مانده بودم چه بگویم. باورم نمیشد. آقای پیروانی هم بود. صحبت کردیم گفتیم مگر میشود در هفته هشتم چنین کاری کرد. خب یک روز تمرین را تعطیل میکردید. مذاکره و خداحافظی میکردیم.
* هنوز هم میگویم پرسپولیس بازیکنان خوبی خریده بود
وقتی به تهران آمدیم، من در تلویزیون پرسپولیس مصاحبه کردم و گفتم پرسپولیس یاران خوبی دارد و یارگیری خوبی کرده است. الان هم از شما میپرسم، پیام نیازمند بازیکن بدی است؟ رضا شکاری بازیکن بدی است؟ امین کاظمیان در آلومینیوم اراک بد بازی کرده بود؟ صادقی در هوادار بد بازی کرده بود؟ بیفوما در استقلال خوزستان بد بازی کرده بود؟ شاید خیلی از بینندگان نمیدانند که ما نمیتوانیم ۳۰ بازیکن بگیریم، ما میتوانیم ۲۰ بازیکن بزرگسال بگیریم. امکان داشت به خاطر اتفاقاتی که در جنگ افتاده، سهمیه را ۲۱ یا ۲۲ بازیکن کنند که نشد. اگر اشتباه نکنم ما همان زمان ۲۱ بازیکن داشتیم. به اردو که رفتیم آقای سعید مهری آمد و با من صحبت کرد و گفت جا نیست و من هم شاید سال بعد اینجا کم بازی کنم یا بازی نکنم، اجازه میدهید بروم؟ من گفتم میتوانید بروید. یک نامه به آقای پیروانی نوشتم که اجازه بدهید سعید مهری برود. من گفتم میتوانید به هر تیمی بروید، شاید باشگاه شرط گذاشته بود که به استقلال نروند اما من نمیدانم.
* به دورسون گفتم باید نیمفصل شرایطت را ببینیم
روز بعد آقای دورسون آمد و گفت من در قراردادم یک بندی دارم که اگر مربی تغییر کند، من میتوانم قراردادم را فسخ کنم و بروم. من هم به ایشان گفتم ۳۴ ساله هستی و سال بعد ۳۵ ساله میشوی. برای یک مهاجم زیاد است. من هم مهاجم بودم و میدانم سن که بالا میرود، چابکی فرق میکند. به او گفتم آوردن شما انتخاب من نبوده، انتخاب مربی قبلی بوده و شما اگر هم بمانی، باید ۵-۶ گل تا نیمفصل بزنی و بعد من به باشگاه میگویم قرارداد شما را تمدید کند، اما ایشان قصد داشت برود. من این کار را نمیکردم، او یک سال قرارداد داشت و باید بازی میکرد تا شرایط را ببینیم.
* دورسون گفت معلوم نیست تا هفته ششم بمانی یا نه
دورسون صحبتی کرد و بعدا در یک برنامه گفت من چنین چیزی نگفتهام اما او گفته بود معلوم نیست شما تا هفته پنجم ششم بمانید. آقای پیروانی هم کنار من بودند و این را شنیده بودند. به یک مربی که تازه آمده است، بر میخورد و از طرفی من او را نیاورده بودم. من سالهاست فوتبالیستها را میشناسم. مثلا آقای دورسون اصلا بچه ترکیه نیست و در هامبورگ به دنیا آمده است. من در هامبورگ زندگی میکنم و سبک فوتبال را میدانم. دورسون پس از این اتفاقات آمد و گفت تصمیم دارم بمانم. به تمرین آمد و ما بازیهای تدارکاتی گذاشتیم و در بازی ما در ترکیه آسیب دید. من هم گفتم ما تمدید نمیکنیم و اگر میخواهی، میتوانی بروی. دورسون خودش اول گفته بود میخواهم بروم و مصاحبه تلویزیونی هم کرده بود، اینکه چطور با او مذاکره کردند که یک پول هم گرفته و رفته، تقصیر من نبوده است.
* در پنج پست نیاز به بازیکن داشتیم
ما گفتیم یارگیری خوبی شده اما ما پنج پست نیاز داریم؛ دفاع راست، دفاع وسط، دفاع چپ، هافبک دفاعی و یک مهاجم یا یک پشت مهاجم. ما یک بازیکن دیدیم که در آفریقای جنوبی بود. صادق محرمی که من تازه آمده بودم که به تیم تراکتور رفت. فکر میکنم صادق دوست داشت به پرسپولیس بیاید اما من نیاز به زمان داشتم، میخواستم بازیکن ببینم و صادق را هم ببینم، چون در تیم سابقشان آسیبدیدگی هم پیدا کرده بودند. در ادامه پیشنهاد سرژ اوریه آمد؛ بازیهای او را دیدیم، میدانستیم در ترکیه کم بازی کرده و در آخرین بازی برای تیم ملی ساحل عاج، کاپیتان آن تیم بود. ما گفتیم یعقوب براجعه ر داریم؛ او یک بازیکن بسیار آیندهداری است اما نیاز به تجربه دارد. باید فیزیک بدنی و احساسات خود را کنترل کند و استنباط من این است که در اگر مغرور نشود و خوب تمرین کند، میتواند یک استعداد خوب برای فوتبال ایران باشد.
* به صورت کامل از تستهای اوریه فیلم گرفتیم
ما فیلم بازیهای اوریه را دیدیم و گفتیم باید پنج روز بیاید با ما تمرین کند. اوریه ابتدا قبول نکرد. پس از آن آمد و ما در فصل بدنسازی دیدیم نه تنها او، بلکه کسانی که سال پیش بازی کرده بودند هم ناآماده بودند. ما نشانههای خوبی از بازی او دیدیم و در آخرین بازی دوستانه ۴۵ دقیقه بازی کرد و یک تست پزشکی بدنی هم در زمین از او گرفته شد و فیلمبرداری شد. ما یک بازیکن باتجربه میخواستیم و لیگ هم داشت شروع میشد. ما به تهران برگشتیم و بعد از چند روز به ایفمارک رفتیم و همه تست دادیم.
* هیچ کجای دنیا این بیماری مانع بازی نشده بود
آخرین بازی ما با تیم آریو اسلامشهر بود و بعد از آن بازی آقای خانبان گفت میگویند ایشان سابقه بیماری دارد و نمیتواند، اما تا جایی که من در ذهنم مرور کردم، احساس کردم هیچ کجای دنیا ندیدهام بازیکنی به خاطر چنین بیماری نتواند بازی کند. گفتم پس در ترکیه و پاریسنژرمن چطور بازی میکرد؟ اگر ناقل است، همسر و بچه دارد. ما چند بازی دوستانه هم در تهران کردیم که داشت به فرم خیلی خوبی میرسید. پیشبینی ما این بود که بازی اول را برابر فجرسپاسی انجام میدهیم و جلو سپاهان هم بازی میکنیم و بعد از هم در خلایی که در فیفادی ایجاد میشود، بازی دوستانه میگذاریم و او را آماده میکنیم و به لیگ میرسانیم.
* درگیری فکری باعث مصدومیت او شد
من احساس میکنم مشکل فکری که برای سرژ اوریه به وجود آمد، باعث این شرایط شد. او تمرینات ما را انجام داد و در روند خوبی افتاد و بازیهای دوستانه کردیم اما درگیری فکری که به وجود آمد، دچار یک کشیدگی شد. درمان او انجام شد و در بازی آخر برابر ذوبآهن من او را گذاشتم که بازی کند. چه بسا اگر این حواشی پیش نمیآمد، شاید میتوانست از بازی فولاد کم کم وارد ترکیب شود. او یک بازیکن با کیفیت بالا بود که در سطح جهانی بازی کرده بود و قطعا برای لیگ ایران خوب بود، اما آسیب دید.
* زمانی آمدم که بازیکنان خوب ایران جذب شده بودند
من اگر به عقب برگردیم و روزی که لیگ ایران تمام شد، سرمربی تیم میشدم، تصمیمات دیگری میگرفتم، اما من زمانی آمدم که بازیکنان خوب ایران جذب تیمها شده بودند. در بازار اروپا هم به خاطر جنگ هیچکس حاضر نبود بیاید. کسی هم که حاضر بود بیاید، میگفتند گران است. در پست دفاع وسط کاپیتان تیم بوسنی هرزگوین که بیش از ده سال در بوندسلیگا بازی کرده بود و الان در دسته دو آلمان بازی میکردیم، مذاکره کردیم و دقیقه آخر گفت نمیآیم. گزینههای دیگرمان ابرقویی و زارع بودند که آقای زارع به روسیه رفتند و آقای ابرقویی هم آمدند و باشگاه توافق کرد و انتخاب بسیار خوبی بود. ما گفتیم مرتضی پورعلیگنجی و حسین کنعانی را داریم و سهیل صحرایی هم میتواند در دفاع وسط و کنار بازی کند. شاید هواداران اطلاع نداشتند که ما نمیتوانیم بیشتر از ۲۰ بازیکن بگیریم؛ از طرفی ما برای هر پست میتوانیم یک بازیکن بگیریم.
* باید از همه بازیکنان حمایت میکردم
زمانی که من آمدم دیدم بین خریدهایی که شده بود، وینگر زیاد خریده بودیم؛ اورونوف، بیفوما، عمری، کاظمیان، صادقی، فخریان، عالیشاه و وحید امیری بودند. من چند وینگر میخواهم؟ چهار یا نهایتا پنج وینگر میخواهم. صحبت من این بود که وقتی میآیم از همه بازیکنان حمایت کنم. من که نمیتوانم بگویم بازیکنان پرسپولیس خوب نیستند و خریدهای خوبی نشده است. اصلا اینطور نبود که به من بگویند اعتراضی به عملکرد باشگاه در نقل و انتقالات نکنم؛ کسانی که من را میشناسند میدانند هیچوقت زیر حرف زور نمیروم. ما سرژ اوریه و ابرقویی را گرفتیم.
* گفتم برای جذب دفاع چپ باید لیست را خالی کنید
در پست دفاع چپ دیدیم که فقط میلاد را داریم. ممکن است یک بازیکن در زمانی شرایط خوبی نداشته باشد و نتواند کیفیتش را ارائه بدهد اما این دلیل نمیشود که آن بازیکن بد باشد. شاید یک بازیکن چهار مسابقه بازی نکند، در صورتی که میلاد محمدی تا زمانی که من بودم همه مسابقات را بازی کرد. ما نیاز به یک دفاع چپ داشتیم و دفاع چپهای مختلفی پیشنهاد دادیم. من وحید امیری را بسیار دوست دارم و وقتی هم آسیب دید به او پیام دادم و واقعا ناراحت شدم، اما وحید امیری بیشتر میتواند وینگر بازی کند و در اردو هم آسیب دیدگی پیدا کردند. من همانجا لیست دادم و گفتم اگر قرار است دفاع چپ بگیرم، باید یک جای خالی در لیست باشد. مشکل ما جای خالی بود و مشکل دیگر همین بود که باشگاه قراردادها را تمدید کرده بود.
* فرشاد را دفاع چپ گذاشتیم تا بازیکن بگیریم
یک بازیکن به نام رگیلون بود که مبلغ سه میلیون به همراه یک پول دستی خواسته بود که زیاد بود. یک بازیکن از فرانسه میخواستیم که باشگاه صحبت کرد اما یک تیم دیگر پیدا کرد و آنجا رفت. جمال لویس گزینه دیگرمان بود که یک روز به ایران آمد. ساعت ۷ شب به استادیوم آزادی رسید، برقها را روشن کردیم و من و آقای پیروانی، امیرحسین، مهرداد، دکتر صادقی و دکتر اعظم حضور داشتیم و تست پزشک کامل انجام شد. پس از آن دکتر اعظم او را به کلینیک خودشان بردند و تمام حرکتهای لازم برای تست عضله و … را گرفتند و در شرایط سالم بود. ما فرشاد را گذاشتیم تا یک زمانی تا بازی دوم و سوم وجود داشته باشد تا بتوانیم یک بازیکن بخریم و میلاد هم خودش را برساند.
* حدادی گفت برای جذب هالر پول نداریم
در پست بعدی میخواستیم هالر را بگیریم که در دورتموند بود. آقای حدادی آمدند و گفتند ما نمیتوانیم از این پولها بدهیم. میدانید که هنوز رقبای ما پولهای این چنینی خرج نکرده بودند و این پولها خیلی زیاد بود. میخواستیم مهاجم تیم اسلوونی را بگیریم که من به یک بازیکن قدیمی بوخوم زنگ زدم و گفت بازیکن بسیار خوبی است. گفتند این بازیکن هم گران است و الان هم به عربستان رفته است. یکسری بازیکن هم بودند که قبول نکردند بیایند، یک پشت مهاجم میخواستیم بگیریم که همبازی آزمون در کازان هم بود و خیلی قوی بود. صحبت هم شد و دقیقه آخر قبول نکرد بیاید.
* بعد از بسته شدن پنجره اعلام کردند میتوانیم بازیکن بگیریم
بعد از اینکه پنجره بسته شد، آقای احمدی گفتند ما پول زیادی داریم و چند میلیون میتوانیم بدهیم بازیکن بگیریم، اما دیگر دیر شده بود. وقتی هواداران پرسپولیس دیدند تیمهای رقیب هزینههای سنگین میکنند، انتظار داشتند که پرسپولیس هم همین کار را بکند، در صورتی که پرسپولیس بیفوما، پیام نیازمند و شکاری را گرفته بود. ما هم اگر آن زمان که بازیکنان را گفتیم، کمی خرج کرده بودند میتوانستیم آنها را بگیریم.
* دوست داشتم شهریار مغانلو را جذب کنیم
باشگاه و آقای حدادی به ما گزینههای مختلفی میدادند و ما هم همه را میدیدیم. آنهایی که میدیدیم یا بعد از مذاکره قبول نمیکردند به ایران بیایند، یا پولشان خیلی زیاد بود و باشگاه نمیتوانست بگیرد. مهاجمی که من خیلی دوست داشتم شهریار مغانلو بود؛ چون تیمهایی که برابر پرسپولیس بازی میکنند، اکثراً عقب مینشینند. من خودم مهاجم بودم روحیه هجوم و برد دارم و میدانم این دلیل نمیشود که بازیکنی که قدش بلند است، تکنیکش خوب نباشد. ما به یک سرزن نیاز داشتیم که زمانی که تیمها عقب نشینی میکنند و ما از کنارهها سانتر میکنیم، سر بزند، آقای عمری که نمیتواند سر بزند.
* معتقد بودند جدب شهریار در تیم تفرقه ایجاد میکند
یک ویدیو کال انجام شد، آقای درویش به دبی رفته بود و شب هم لیست بسته میشد. آقای همتی، اینانلو، حدادی و میرزایی بودند و صحبت انجام شد و انگار قیمت بالایی خواسته بودند. طبیعی است بازیکنی که آنجا قرارداد دارد میگوید پول قرارداد من را بدهید و باشگاه هم میگوید باید به من یک پولی بدهید. باشگاه گفت این پول خیلی زیاد است و اگر بدهیم در تیم تفرقه میافتد. من هیئت مدیره را اصلاً نمیشناختم، چون هیچ کدام فوتبالی نبودند. من با آقای درویش و آقای پیروانی تماس داشتم و بعد از یک ماه برای اولین بار هیئت مدیره را دیدم. در بین اینهایی که دیدم آقای همتی مقداری منطقیتر بود؛ ایشان گفت ما نمیتوانیم با این پولی که برای آقا یه مغانلو میدهیم بازیکن بهتری بگیریم؟ من گفتم شب لیست بسته میشود و باید به سراغ بازیکنان آزاد برویم که تازه برای آنها هم گارانتی نداریم؛ بله، گران است اما اگر شب بگذرد و لیست بسته شود، بازیکنانی میمانند که آزاد هستند و بازیکنان آزاد هم یا کم بازی کردهاند یا مصدوم بودهاند یا سنشان بالا است و ریسک بالا میرود.
* مگر کارتال برای نقل و انتقالات لیست نداده بود؟
زمانی که لیگ ایران تمام شد ۲۵ اردیبهشت بود و من حدود یک ماه و نیم بعد آمدم؛ آن مقطع، زمانی بود که پرسپولیس باید در مهاجم یارگیری میکرد. من هم هالر را گفتم، بازیکن اسلوونی را گفتم، شهریار را گفتم و پس از آن هم پنجره بسته شد. مگر آقای کارتال مربی این تیم نبود؟ مگر لیست نداده بود؟ کدام مهاجم را داده بودند؟ فقط میخواست دورسون را نگه دارد؟ شما ببینید ما چقدر وینگر گرفتیم؛ بازیکنانی مثل صادقی را تازه خریده بودند و اصلا جزو سهمیه هم حساب نمیشد، فخریان هم حساب نمیشد. آنها مشکلی نداشتند و استعداد بودند؛ وقتی دو استعداد گرفتند که سال قبل هم خوب بازی کردند، چرا باید از لیست خارج میکردیم؟ صادقی و فخریان هیچ ارتباطی به پست مهاجم نداشتند، آنها پشتوانه آینده تیم ما هستند. وقتی آقای دورسون رفت میخواستیم شهریار مغانلو را بیاوریم که پنجره بسته شد، پس از آن چند بازیکن به ما پیشنهاد شد کهآنها را دیدیم اما سنشان زیاد بود و آسیب دیدگی داشتند. من به سیستم ۱-۲-۴-۳ علاقه داشتم؛ آیا زمانی که با یک مهاجم بازی میکنید، کم گل میزنید؟ مگر زمانی که یک مهاجم داشته باشی، یک گل میزنی و اگر دو مهاجم داشته باشی، دو گل؟
هاشمیان درباره اینکه چرا هواداران از مربیگری شما راضی نبودند، گفت: این که شما فکر کنید اگر ۲،۳ مهاجم میگذاشتیم بیشتر گل میزدیم، اشتباه است. معیار شما برای سنجیدن یک تیم هفته هشتم است؟ زمانی که من آمدم اورونوف در تیم ملی مصدوم شده بود. خدابندهلو در تیم ملی مصدوم شده بود. همچنین عمری هم در بازی دوستانه مصدوم شده بود. زمان من خیلی از بازیکنان مصدوم بودند. در مقابل فولاد چرا میلاد محمدی را دفاع راست گذاشتم؟ اوریه، صحرایی و براجعه مصدوم بودند چه کاری باید میکردم؟ من کسی را آزمایش نمیکردم مجبور بودم از او استفاده کنم.
هاشمیان درباره اقدامات عجیب پیمان حدادی و علی اینانلو گفت: حدادی به زور دست من را گرفت و به سمت هواداران برد، من دست او را پرت کردم. من در زمان جنگ هدایت پرسپولیس را برعهده گرفتم. ممکن بود اصلا اتفاقات خوبی نیفتد و بازیها کلا برگزار نشود. من تا هفته دوم پول نگرفتم؛ پس آدم پولی نیستم. حدادی به من زنگ زد و پیام داد، اما من جواب او را ندادم. هیئت مدیره باید من را صدا میکرد، میگفت ما به شما ذوبآهن و تراکتور و استقلال خوزستان را وقت میدهیم، اگر در سه هفته هفت امتیاز نگرفتی، قرارداد شما را فسخ میکنیم و شما هم باید ۳۰-۴۰ درصد بگیری و توافق کنی. این مرحله را که رد کردیم، میگفتند تا نیمفصل یا اول میشوی و یا دوم و اگر سوم و چهارم شدی و فاصله با صدرنشین کم بود، میمانی. من هم در این شرایط میگفتم پس باید سه بازیکن برای من بگیرید. در بازی که ما ۲بر هیچ بردیم (ذوب آهن) تازه مصدومان ما برگشته بودند. به من هیچ وقتی اولتیماتوم داده نشد!چه دلیلی به این کار و اخراج بود؟ مدیران پرسپولیس باید احترام سرمربی شان را نگه می داشتند. من در بازی با ذوب آهن دست حدادی را کنار زدم اما به زور دست من را گرفت!آقای اینانلو! شما هر شب در یک رسانه میگفتید به دنبال سرمربی هستید. میگویند میخواستیم وحید با برد تیم را ترک کند! شما از کجا میدانستید من ذوب آهن را میبرم؟ علم غیب داشتید؟ دم این بازیکنان گرم که با این که میدانستند من رفتنی هستم، برای من سنگ تمام گذاشتند و ما بازی را بردیم. من نمیدانستم دلیل کار حدادی دقیقا چیست؟ چرا من را برد جلوی تماشاگران!
هاشمیان در خصوص اتفاقات پس از پایان بازی گفت: بازی را که بردیم، آمده دست من را گرفته و برابر تماشاگران برده است. من اصلاً نمیدانستم منظورش از این کارها چیست صبح بلند شدم و سر تمرین رفتم تمرین را انجام دادم. در اتاق نشسته بودم که دیدم آقای انصاری آمد؛ او گفت من از طرف باشگاه از شما تشکر میکنم، باشگاه میخواهد با شما قطع همکاری کند. من مانده بودم چه بگویم اصلا باورم نمیشد. صحبت کردیم و گفتم مگر هفته هشتم میشود؟ ما تازه شروع کردهایم.
او همچنین گفت: باشگاه پرسپولیس باشگاه بزرگی است من در این تیم بازی کردم و مربی بودم و انشاالله امسال هم قهرمان شود، این آرزوی من است. من راجع به هیئت مدیره صحبت میکنم. بعد از چند روز یک تقدیر روی سایت گذاشتند. شما اول یک اطلاعیه بگذار، مربی را دعوت کن تا یک روز تمرین را تعطیل کنیم و صحبت کنیم و خداحافظی کنیم و برویم، اما آقای محمد انصاری را فرستادند. شما که بلد نیستید مراسم تودیع بگیرید، چطور وقتی مربی میآورید میتوانید چنین مراسم باشکوهی بگیرید؟
هاشمیان در پایان این بخش از صحبتهای خود درباره دلایل برکناری خود گفت: شاید ماندن وحید خیلی جاها منافع خیلیها را تامین نمی کرد و باید میرفت. من نه میگذاشتم بازیکن به من بدهند نه چیز دیگری. هیچکس نمیتوانست به ما بگویند این بازیکن را بگیر و حتی یک بار آقای درویش آمدند و با آقای احمدی صحبت کردیم و ایشان گفت ما تحت فشار هستیم، تیم رقیب بازیکن گرفته و ما هم باید بازیکن بگیریم. من به ایشان گفتم ما هم میخواهیم بازیکن بگیریم اما آن زمان که ما به شما پیشنهاد دادیم، خرج نمیکردید. خود آنها هم فکر نمیکردند تیمهای دیگر اینطور خرج کنند.
هاشمیان زمانی که مجری برنامه گفت او برای فوتبال ایران بیش از حد باشخصیت بوده است، گفت: من همان چیزی هستم که قدیمها بودهام. من اصلاً دنبال یار نمیگردم که بگویم فلان گروه پیشکسوتان دنبال من بودند، اما از یک سری از پیشکسوتان پرسپولیس یک سوال را دارم.
او خطاب به پیشکسوتان ادامه داد: الان وحید رفت، چه چیزی به شما رسید؟ خوشحال شدید؟ من انقدر بد بودم؟ اگر من میماندم، میتوانستم سالها برای فوتبال ایران و باشگاه پرسپولیس مثمر ثمر باشم.
هاشمیان همچنین در پاسخ به کسانی که معتقدند هاشمیان با حضور در پرسپولیس سوخت، گفت: من نسوختم، من دوباره برمیگردم.
سرمربی سابق سرخها همچنین اعلام کرد در این مقطع از هیچکدام از تیمهای لیگ برتری برای همکاری پیشنهادی دریافت نکرده است.
برای ثبت نظرات خود بدون نیاز به تایید عضو کانال تلگرام سایت شوید(کلیک کنید)







تورو خدا دور مغانلو رو خط بکشید.نمیدونم مطمئن نیستم این اخبار درست باشه.چون تو سالهای اخیر همه دست به دست دادن پرسپولیس رو بزنن زمین.ولی اگه ذره ای هم درسته تورو خدا شهریار نه.مغانلو اصلا بدرد پرسپولیس نمیخوره اونجا هم کاری نکرده و نیمکت نشینه.چرا پرسپولیس شده مرکز خیریه.
آخه پول بی زبون رو میکنید تو جیب بازیکن ناکارآمد و بنجول.نه شهریار و نه زاهدی و نه….
پرسپولیس باید بهترینها رو جذب کنه.اگه واقعا تو باشگاه آدمهای درست نشستن جای درست!
مقصر اول درویش بود که یه مربی بدون تجربه سرمربیگری رو گذاشت برای پرسپولیس! مقصر دوم هم خوده وجید هاشمیان بود که وقتی خودش دید داره بدترین نتایج ده سال اخیر پرسپولیس رو میگیره استعفا نداد بره. ببین اوسمار با اینکه خودش تیم رو نبسته بود با همون تیمِ هاشمیان چقدر خوب داره نتیجه میگیره
هر چقدر زور میزنه که گندکاریهاش رو بپوشونه. خرابترش میکنه. آقا وحید شما چینش بلد نبودی. انگار لجبازی میکردی! آخه فرشاد وقتی دفاع چپ شده بود دفاعت کاملا سوراخ بود. اورونوف رو نیمکت چسبونده بودی روی مخ عمری بودی. کاظمیان و فرشاد و دفاع راست احساساتی و کم عقل آها براجعه رو فیکس گذاشته بودی و داشتی تیم رو به دسته دو هدایت میکردی. حالا بیرون گود نشستی دری بری میگی؟ پول هم احتمالا کامل زدی تو رگ و با افتخار و احترام رفتی!! واقعا هوادارا با معرفت بودن هیچی بهت نگفتن. حالا هم هی کامنت نزار و از خودت تعریف نکن. تمام شدی تامام. بگو اشتباه کردم بی تجربگی کردم. لج کردم. حیف نون
تقصیر کار اون خیانتکار درویش و هیات مدیره بی لیاقت بود که یک فرد بی تجربه را گذاشتن مربی پرسپولیس. اینجا جای آزمون و خطا نبود و فدراسیون تاج و زنوزی همه دست در دست هم برای نابودی پرسپولیس . از عمد ترابی و دانیال را دادن سوراختور
واقعا خوب نبودی وحید جان نتایج رو کاری ندارم تیم اصلا وابداا خوب بازی نمیکرد حتی پیشرفتی هم تو بازی تیم و بازیکنها دیده نمیشد در نهایت با تمام احترامی که برات فائلم در حد پرسپولیس نبودی
وحید دلال اخلاق نما
عمو وحید آخه مغانلو بازیکنه؟ خوب شد رفتی
جناب هاشمیان برو خدا رو شکر کن که مدتی هرچند خیلی کوتاه سرمربی تیمی با این بزرگی و عظمت شدی
همه ی مردم شما رو به عنوان یه شخص متمدن و متشخص میشناسند ، پس لطفا از این حرفهای چرند و پرند و صحبتهایی که قطعأ زاییده ی ذهن خود شماست دیگه نزن
زمان سر مربی گریت هم هر موقع نتیجه نمیگرفتی خیلی از این حرفها میزدی
لطفا لطفاً و لطفاً بس کن و همونطور که گفتم برو خدای خودتو شکر کن که یه چنین تجربه ی بزرگی در اوج جوانی نصیبت شد
همون بهتر که رفتی بنجل جمع کن
اسم برنامه شبهای فوتبالی رو باید عوض کنن بذارن شبهای استقلالی فقط در راستای تخریب پرسپولیس تلاش می کنن و حاشیه سازی برای پرسپولیس و فقط میخوان کیسه رو الکی ببرن بالا
با انتخابهای غلطت در پست بازیکن ها و خروج بازیکنی مثل دورسون که دیگه در اون سطح عمرا بتونید مهاجم بگیرید
تعلل در خرید صادق محرمی
و انتخاب بازیکنی مثل اوریه که دوساله فوتبال بازی نکرده
خروج وحید امیری برای دفاع چپ که 100 هزار برابر بهتر از فرشاد احمد زاده در آن پست بود
و خرید نکردن مهاجم که نتیجش الان داریم میبینیم و تحت فشار قرار ندادن مدیر عامل برای جذب بازیکن
تیمو نابود کردی
ضربه بدی زدی به تیم با دانش کمت آقای هاشمیان..
گولسیانی رو جا انداختی
سلام کاربر عزیز :
همه این موارد که گفتید درست بود
ولی فراموش نکنید
هاشمیان تو شرایطی سرمربی تیم شد که اولین تجربه رسمی سرمربیگریش تو ایران بود
قطعا کسی که برای اولین بار تو ایران سرمربی شده
و سرمربی تیم بزرگی مثل پرسپولیس شده
ارادت خاصی باید به مدیریت و هئیت مدیره ای که انتخابش کردند داشته باشه .
اون مدیرانی هم که انتخابش کردند ، این نکته رو به خوبی میدونستند و این نکته براشون اهمیت ویژه ای داشت
به عبارت دیگه :
هاشمیان ، بدون شک یکی از بهترین و خوش سابقه ترین ،با اخلاق ترین و تحصیلکرده ترین ، پیشکسوتان پرسپولیسه و قلبا پرسپولیس رو دوست داره و جزو سرمایه های باشگاه ست
که برخلاف هم دوره ای های خودش ، اصولی ترین و سخت ترین راه رو واسه سرمربی شدن انتخاب کرد
که ناخواسته ، به یه ابزار تبدیل شد ، برای منفعت طلبی و دلالی مدیران بالا دستی وقت
خودش هم خیلی دیر متوجه این موضوع شد
کاشکی اول تو ایران چند فصل تو تیمهای دیگه سرمربیگری میکرد و بعد که شرایط از همه لحاظ مهیا بود به پرسپولیس می اومد
ناخواسته یه کارهایی از سر کم تجربگی کرد که باعث شد بین خودش و هواداران فاصله بندازه
مثل مصاحبه اولش تو بدو ورود به تیم و حمایت همه جانبه از درویش و اسکواد تیم .
و هر چه جلوتر رفت مدیران وقت پشتش رو خالی کردند و هر چی وعده بهش دادند رو زدند زیرش
یادمه زمان برانکو :
هر لیست خریدی میداد تاکید میکرد
که اگر بالای ۸۰ درصد این لیست جذب نشه استعفا میده .
برانکو آدم فوق العاده باهوش و دلسوزی بود
و یه کار میکرد وجه خودش پیش هواداران رو به خاطر منفعت طلبی ۴ تا مدیر دلال خراب نکنه
و هواداران رو از شرایط تیم آگاه میکرد، و به هواداران گوشزد میکرد که اگه این شرایط و ابزار برام فراهم نشه
پرسپولیس نمیتونه موفق بشه ، و منم میزارم میرم
و هوادار رو به جون مدیریت مینداخت
و اونها هم از ترس هوادار که شده ، شرایط مورد نظر برانکو رو فراهم میکردند
بماند که یکی ، دو فصل آخر ، برانکو هم مجبور شد
جلوی مدیران عقب نشینی کنه و از خواسته هاش کم کنه
و وقتی دید شرایط رو براش مهیا نمیکنند از تیم رفت
زمان یحیی هم
یکی دو فصل اول ، مدیران به وعده هاشون عمل کردند و اکثر شرایط مورد نظر رو براش فراهم کردند
ولی یواش یواش
بدعهدی ها شروع شد ، و یحیی رو مجبور کردند چند فصل به اولویت های پنجم و ششم لیست خریدش تو هر پست بسنده کنه
حتی حدود ۲ فصل عملا بدون مهاجم تخصصی و دفاع چپ تخصصی تیم رو میبست
وقتی هم یحیی رو مقابل هوادار قرار دادند و مجبور به استعفاش کردند و یحیی رفت
دقیقا تو اون پست ها که چند سال کسری بازیکن داشتیم
تیم به خوبی تقویت شد