
اینجا شباهتی به شاهین ندارد
شاهین تهران شعبه ندارد
مرجع خبری پرسپولیس : سالها از تاریخی می گذرد که تیم شاهین بزرگ تهران منحل شد. شاهینی که به نام باشگاه فوتبال تاسیس شد اما در آن درسهای اخلاق و مردانگی و جوانمردگی و فرهنگ و شعور تدریس می شد.
در شاهین دکتر اکرامی سه فاکتور اخلاق و تحصیل و بعد قابلیتهای فنی مهم بودند و عجیب اینجا است که همه آنانی که اخلاق و تحصیل داشتند از بهترین های فوتبال این مرزو بوم شدند ، مردانی چون عزیز اصلی و برادران وطن خواه و جاسمیان وشیرزادگان و بهزادی و کلانی و آشتیانی و معلم اخلاق پرویز دهداری که به واقع تختی فوتبال ما بود.
از گذشته گفتن رسم دیرینه ای است و افسوس که حسرت به آن گذشته ها خوردن هم مرسوم است اما امروز وقتی به آن روزها می نگریم تاخود آگاه می پرسیم بر ما چه رفت ؟ شاهین را منحل کردند بهر محبوبیت و مردمی بودن و لابد دلایل مضحک سیاسی که در آن روزگار داشتند و بعد از آن پرسپولیس متولد شد.
پرسپولیسی که می گفتند فرزند شاهین و شاید اگر اصطلاح این روزهای فوتبال را به کار ببریم شعبه شاهین منحل شده بود و قرار بود همان فاکتورها یعنی اخلاق و تحصیل و قابلیتهای بالای فنی در آن رعایت شود و این که چرا این مهم رعایت نشد خود مسئله جدائی است اما همواره رسم بر این بود که از فاکتورهای اولیه شاهین بزرگ تخطی نشود.
سالها گذشته و حالا می خواهند که استیل آذین شعبه دیگر پرسپولیس شود و روز یکشنبه به بیانی دو شعبه قرار گرفته مقابل هم از مردانی سود می جست که به نوعی قرار بود دنباله رو مردان شاهین بزرگ باشند.
بر روی نیمکت استیل آذین مردانی چون دکتر زاد مهر و افشین پیروانی و احمد عابدزاده و رضا شاهرودی بعنوان کادر رهبری و در زمین کریمی و مهدوی کیا و کعبی از قدیمی های پرسپولیس بودند و در روبه رو تیم پرسپولیس بود همان تیمی که قرار بوده است شعبه شاهین باشد.
قصه تلخ از همان ابتدای بازی شروع شد جائی که اولین و ابتدائی ترین آداب فوتبال در زمین انجام نشد .
در ورزش ایران رخصت گرفتن یک رسم پهلوانانه است رسمی که شاگردان بهر کسوت و سمت به سمت قدیمی تر ها می روند داستان این نیست که دائی چه کسی هست و چه کرده است حکایت این است که او سر مربی تیم پرسپولیسی است که این آقایان فرزندان آن باشگاه بوده و هستند.
این که در ابتدای بازی بخواهیم به سرمربی تیم سابق بی توجهی کنیم و در پایان او را با ” هوی ” بدرقه کنیم همان چیزی است که هیچگاه مردانی چون دکتر اکرامی و مهندس برومند و استاد پرویز دهداری تصور نمی کردند که مردی از ریشه شاهین انجام دهد.
در طول بازی برخی تماشاگران به برخی از بازیکنان حریف بی احترامی کردند باید بگوئیم این مکتب هم در قاموس طرفداران شاهین نبود.
شاید طرفداران جوان پرسپولیس ندانند اما روزگاری بازیکنان پرسپولیس به صورت دسته جمعی به تیم پیکان کوچ کردند و تنها عزیز اصلی در پرسپولیس ماند .
تیم پیکان هم به زور و قدرت مالک پول دارش خیامی اداره می شد اما آن روزگار توهینی در این حد به آن بازیکنان نشد و نتیجه این بود که فصل بعد بابی میلی مالک پول دار به جاه طلبی و خرج کردنها نه تنها همه آن بازیکنان به پرسپولیس بازگشتند و پیکان منحل شد و اصطلاحا روسیاهی به زغال ماند بلکه مردی را شیفته پرسپولیس کردند که نامش علی پروین بود و از کیان به پیکان رفته بود.
حکایت صحبت های بیرون زمین هم شرم آور بود و نیمکت نشینان دو تیم اعم از بازیکن و مربی به گونه ای از هم یاد کردند که به واقع همه را به تعجب می داشت و همه از خود می پرسیدند سهمیه احتمالی در لیگ قهرمانان آسیا سال آینده اینقدر مهم بود که مربی تیم مقابل سر مربی این تیم را رکورد دار هو شدن بنامد ؟
و یا این که کاپیتان تیم از تماشاگران گله کند که رعایت پیشکسوتها را نمی کنند اما خود به یک پیشکسوت خودش ” هوی “بگوید ؟
همه دیدند که اگر باران بود برای پرسپولیس هم بود پس چرا گناه بازی بد استیل آذین به گردن باران افتاد؟و ….
براستی این مردان نسل چهارم تیم شاهین هستند ؟ آیا در بین مردان داخل استادیوم آزادی در ۱۲/۲/۱۳۸۹ نشانی از آشنای دور یعنی شاهین دیدید؟
قصه امروز ما این نیست که استیل آذین شعبه دوم پرسپولیس باشد یا نه بلکه درد اصلی این است که اخلاق و تحصیلات و فرهنگ وشعور و قابلیتهای فنی آن شاهین دیگر دیده نمی شود و یا به بیانی شاهین دیگر شعبه و نماینده ندارد.
برگرفته نوشته تورج عاطف