وقتی فرمانده هیچ می شود
مرجع خبری پرسپولیس (۱۳:۲۲) : / دوشنبه ۱۶ دی
وقتی کاپیتان هیچ می شود …
کریم میگفت:«معلوم نیست بدنم جواب بدهد، معلوم نیست همینقدر که در پرسپولیس کارایی دارم در تیم ملی هم داشته باشم و در سیستم تیم دایی جا بیفتم.» آقا کریم حق داشت، ستاره 1ـ3ـ2ـ4 قطبی که گلهای سرنوشت سازش همه را به تحسین وا داشته بود و در ۳۴ سالگی دوران اوجش را در اذهان تداعی میکرد در همان اولین بازی ملی در جریان بازی محو شد و تنها با آن وجوه ستارگیاش که مقابل دروازه همیشه حی و حاضر است. دایی را از شکست نجات داد تا با این گل نگاهها را از نمایش ضعیفش منحرف کند.
با حضور افشین پیروانی در راس کادر فنی پرسپولیس، مدافع پوششی سالهای گذشته قرمزها همان کاری را با تیم تحت اختیارش انجام داد، که علی دایی با تیم ملی کرده بود. تغییر روش از 1ـ3ـ2ـ4 به 2ـ4ـ4 البته که در ابتدا پیروزیهای ویژهای را برای سرمربی جوان پرسپولیس به همراه داشت اما از همان ابتدا کریم باقری ژنرال خط میانی و نفر اول فاز تهاجمی را به قهقرا برد. کریم با عقبنشینی چندمتری تا جایی که در صف خط هافبک چهارنفره پرسپولیس قرار بگیرد عقب آمد و همین عقب نشینی کاپیتان قرمزها را از رسیدن به دروازه حریفان دور کرد. به غیر از این کریم از جریان بازی هم دور افتاد تا جایی که نه در بازیسازی شرکت میکرد و نه کمکی بود برای خط دفاع و مازیار زارع به عنوان تنها هافبک تدافعی تیم.
چهار، پنج نفر مقابل تیم پرسپولیس بدون توپ هیچی نیستند، کریم هم یکی از آنهاست. این خصوصیت منفی حتی در زمان بهکارگیری روش 1ـ3ـ2ـ4 هم تا حدودی دیده میشد و با تغییر سیستم کامل شد. کریم باقری، علی کریمی، پتروویچ و نیکبخت هر گاه که در ترکیب باشند فقط موقعی که صاحب توپ شوند میشود از آنها انتظار حرکتی را کشید وگرنه همه آنها در هنگامی که حریف توپ را در اختیار دارد فقط نظارهگر تحت فشار قرار گرفتن خط دفاعیشان میشوند. کریم در ۳۴ سالگی البته که قدرت دوندگی و حضور فیزیکی مقابل خط دفاعی را ندارد، او تمام توانش را میگذارد برای فاز تهاجمی اما در آنجا هم هیچ کمکی به پرسپولیس نکرده است.
انفعال کریم در ترکیب پرسپولیس در دو مسابقه اخیر بیشتر از هفتههای ابتدایی حضور پیروانی در راس کادر فنی این تیم دیده میشود و خیلیها این موضوع را به سفر نابههنگام باقری به آمریکا ربط میدهند. آقا کریم از همان روزهای ابتدایی تعطیلات به اصطلاح نیمفصل لیگبرتر راه ینگه دنیا را در پیش گرفت و در فاصله دو روز مانده به بازی با ملوان در تمرینات آفتابی شد. حضور کوتاه مدت باقری مقابل ملوان و ۹۰ دقیقه تلاش بیهوده او مقابل ذوبآهن، عدم کارایی او را به صورت کامل به تصویر کشید. خیلیها به کریم ایراد میگیرند که در آن مقطع حساس چرا تمرینات را رها کرده و راهی سفر دور و دراز و نیمه تفریحی(!) آمریکا شده است. جالب است که او به غیر از تنها گذاشتن پرسپولیس، در اردوی تیم ملی در عمان و اسپانیا هم شرکت نکرد تا بهترین فرصت برای هماهنگی با ملیپوشان را هم از دست بدهد.
پایان غمانگیز دوران رکود کاپیتان باقری به دقایق تلفشده بازی با ذوبآهن رسید. کریم آنقدر بیهوده دوید و اسیر هافبکهای جوان و ریزهمیزه ذوبآهن شد که از نفس افتاد. تکلهایش به جایی گیر نمیکرد، فرصت شوت برایش مهیا نمیشد، یکی هم که شد راهی به دروازه نیافت، همیشه در آسمان محوطه جریمه اندوی را بالای سرش میدید و پروازهای بلندش برای امیدوار کردن پرسپولیس کافی نبود. حول و حوش دقیقه ۹۰ بود که یکی از آن تکلهای بیسرانجام دلیلی شد تا کاپیتان پایش را بگیرد و لنگلنگان کنار زمین برود دستی با منصور ابراهیمزاده بدهد و بگوید که شکست را پذیرفته است. خروج زودتر از موعد زمین، پایانی بود بر اینکه کاری از دست کریم بر نمیآید. او آماده نیست و در این سیستم هم جواب نمیدهد. این بدترین خبر برای پرسپولیس بحرانی و البته تیم ملی میتواند باشد. خبری که متاسفانه حقیقت دارد.