بازیکنی که قرار بود برای آبی ها بهتر از کریمی باشد!
از احمد آقای گل تا کرار سحرآمیز
مرجع خبری پرسپولیس : امروز بیش از گذشته باطل بودن مقایسه از سر ذوقزدگی کرار و کریمی روشن شده است.
۱) در چند هفته گذشته باشگاه استقلال در فقر نقدینگی کافی، به انبار باروتی شباهت پیدا کرده بود که هرلحظه میشد انفجارش را انتظار کشید. مصاحبههای جسته و گریخته بازیکنانی مثل آرش برهانی، میلاد میداوودی و محسن یوسفی علیه کادر فنی آبیپوشان در روزهای اخیر، نشان میداد اوضاع آنقدرها که جدول ردهبندی لیگ یازدهم نشان میدهد، آرام نیست.
با این وجود، قرعه فال سرانجام به نام یاغی کارکشته آبیها افتاد تا با حرفهای توفانیاش آژیر خطر را در باشگاه استقلال به صدا در بیاورد. شورش ناگهانی مجتبی جباری، در حالی به بحران اول این روزهای آبیپوشان تبدیل شده که به نظر میرسد مجادله زشت کرار جاسم با او در دقایق پایانی بازی با مهر کرج، نقش بهسزایی در برافروخته شدن آتش خشم وی داشته است. جباری در موج حملاتش به مسوولان استقلال، آشکارا کرار جاسم را هدف انتقادات زهرآگین خودش قرار داده و البته او این روزها تنها کسی نیست که از همکاری با این بازیکن عراقی شکایت دارد؛ ظاهرا بقیه استقلالیها و از جمله آرش برهانی نیز پرخاشگریها و خودخواهی این عراقی را برنمیتابند و به شکل پراکنده اعتراضات خودشان را به این موضوع ابراز کردهاند. شاید در همین راستا هم باشد که دیروز در محافل ورزشی شایعه شد کرار جاسم از دستاندرکاران باشگاه خواسته است قراردادش را فسخ و رضایتنامهاش را صادر کنند. وقتی این همه جنجال و نوسان را در رابطه بین کرار و استقلالیها میبینیم، یاد روزهای قبل از آغاز لیگ میافتیم که میگفتند کرار بهتر از کریمی است و قرار بود این عراقی به ستون اصلی و ستاره بیبدیل آبیپوشان تبدیل شود!
۲) رنجی که امروز استقلالیها میبرند، تاوان چشمپوشی مدیران این باشگاه از وقایع تلخ این سالهای فوتبال ایران است؛ آنجا که آنها در گرماگرم تلاش برای جذب کرار جاسم در فصل نقل و انتقالات، نخواستند به یاد بیاورند که بازیکنان عراقی در طول این سالها چه بلایی برسر فوتبال ایران آوردهاند. سر دوستان آنقدر گرم یارکشیهای احساسی برای کسب قهرمانی در لیگ برتر بود که فراموش کردند امثال حوارمحمد، عمادرضا، ابوالهیل و علا عبدالزهرا پیش از این چگونه ارکان فوتبال ایران را با نافرمانیها و بیانضباطیهای خودشان به مضحکه گرفته بودند و چطور از هیچ تلاشی برای تمسخر تیمهای کشورمان و هوادارانشان فروگذار نکردند. آنها حتی فرصت این را پیدا نکردند که به سابقه مخدوش خود کرار جاسم در تراکتورسازی رجوع کنند و طغیانهای گاه و بیگاه و غیرقابل دفاع او را در تبریز مرور کنند. همان روزی که صف طویل مشتریها برای کرار جاسم به وجود آمد، میشد حدس زد که باشگاه خریدار او، کانون بعدی بحران و بینظمی خواهد بود و حالا هم که استقلالیها آن رقابت تلخ را بردهاند دیگر جای تعجب و اعتراضی در این زمینه وجود ندارد.
۳) امروز بیش از گذشته باطل بودن مقایسه از سر ذوقزدگی کرار و کریمی روشن شده است. فارغ از کیفیتهای فنی دو بازیکن که بازیکن عراقی از هیچ نظر شایستگی قیاس با کریمی را ندارد، میشود به نقشی که آنها در تیمهایشان ایفا میکنند مراجعه کرد و به تفاوت نجومیشان پی برد. اگر امروز علی کریمی به تنها حلقه باقیمانده ارتباط هواداران با تیم پرمصیبت کنونی پرسپولیس تبدیل شده و یکه و تنها مجموعهای را رهبری میکند که از مشکلات عدیده فنی و مدیریتی رنج میبرد، در مقابل کرار جاسم به تنهایی تیمی را به هم ریخته که میلیاردها تومان خرج گردآوری ستارههایش شده و حتی بدون او نیز بخت اول قهرمانی به حساب میآید! حقیقت آن است که کرار و کریمی سمبل دو روی زشت و زیبای سکه فوتبال هستند و در کنار هم قرار دادن آنها، چیزی نیست که خوشایند عقل و منطق باشد. علی کریمی – به ویژه در قالب کنونیاش – آن دسته از جنبههای زیبایی شناختی فوتبال را نمایندگی میکند که حضورشان میتواند باعث دلگرمی و سرشوق آمدن مخاطبان شود. تصاویری که اخیرا از حلم و بردباری مثال زدنی او در حلقه پرشمار هواداران اصفهانیاش بعد از بازی با ذوبآهن منتشر شد، بار دیگر بر ستودنی بودن شیوه رفتاری جادوگر صحه گذاشت و البته مدت زمان زیادی از حراج پیراهنهای اورجینال او برای کمک به نیازمندان نیز نمیگذرد. تکرار چنین اتفاقاتی بیگمان باعث افزایش خوشبینی عمومی نسبت به فوتبال خواهد شد. آن روی سکه اما، دقیقا آن چیزی است که امثال کرار جاسم ارایه میدهند. پرخاشگری، بیحرمتی، بدقولی، خودخواهی و بیتعصبی یک بازیکن خارجی در سطح اول فوتبال یک کشور، چیزهایی نیستند که بتوان به آسانی با آنها کنار آمد. هنوز موج منفی بزرگ حاصل از سوءرفتارهای این بازیکن در لباس تراکتورسازی را از یاد نبردهایم که حالا باید با خاطرات تلخ ناشی از بدکرداریهای او، اینبار در پیراهن یکی از بزرگترین تیمهای ایران کنار بیاییم!
۴) سال ۷۸ علی فتحا…زاده در یک شکار تابستانی بزرگ، احمد مومنزاده را از چنگ پرسپولیس درآورد و آبیپوش کرد. با این وجود، آقای گل آن روزهای فوتبال ایران در آغاز فصل جدید نتوانست عملکرد جالب توجهی در گلزنی داشته باشد. وقتی این موضوع در یک برنامه زنده تلویزیونی از مدیرعامل آن روزهای استقلال سوال شد، وی با حرارت هرچه تمامتر قول داد مومنزاده آقای گل ایران شود. با این وجود اما، نه آن روز قول فتحا…زاده در مورد آقای گلی این مهاجم درست از کار درآمد و نه امروز وعده حاجی راجع به درخشش فوقتصور کرار به حقیقت پیوسته است. مانور بعدی آقای مدیرعامل روی یک بمب گرانقیمت دیگر چه زمانی از راه خواهد رسید؟!
* به قلم رسول بهروش